تبلیغات
سالار زینب حسین جان

موضوع :


آمدم در كربلا تا با خدا سودا كنم

از دل و جان حكم او را مو به مو اجرا كنم

آمدم تا در ره عهدى كه بستم با خدا

دین و قرآن را به خون خویشتن احیا كنم

آمدم تا برگه آزادى اسلام را

با نثار خون هفتاد و دو تن امضا كنم

آمدم تا نخل توحید خدا را بارور

با نثار اكبر و عبّاس مه سیما كنم

آمدم تا بر علیه دشمنان جدّ خود

با قیام خویش بر پا، محشر عظمى كنم

آمدم تا تشنه لب ، جان در ره جانان دهم

نقش خود را در زمین كربلا ایفا كنم

آمدم تا بندگان را رهنمائى سوى حقّ

با اسیرى رفتن ذریّه زهراء كنم

آمدم تا با نثار كودك شش ماهه ام

زاده مرجانه را بى چاره و رسوا كنم (58)

شرح احوال شهیدان ، گرچه زد آتش به جانم

از غم سالار ایشان ، سوخت مغز استخوانم

یادم آمد رفتنش ، چون با تن تنها به میدان

اشك ریزان همچو باران ، از سحاب دیدگانم

از پى اتمام حجّت ، ایستاد آن حجّت حقّ

لیك با حالى كه تقریرش نگنجد در زبانم

گفت و اى ، لشكر من آخر زِیْن عرش كردگارم

بنده خاصّ خدا و پادشاه إ نس و جانم

علّت ایجاد موجودات و سِرّ كاف و نونم

مقصد و مقصود حقّ از خلقت كَون و مكانم

واجب ممكن نما و ممكن واجب صفاتم

اوّلین مخلوق خلاّق زمین و آسمانم

صورت انسان كامل از سلاله ماء و طینم

احسن التّقویم حقّ را معنى و شرح و بیانم

یادگار حیدر صفدر، امیرالمؤ منینم

زاده خیرالبشر، پیغمبر آخر زمانم

شاه بطحا، ماه یثرب ، زاده زهراى اطهر

گر نباشم ، هر چه باشم ، من شما را میهمانم




ارسال به:
صفحات :

DESIGN BY NOOR