تبلیغات
سالار زینب حسین جان

موضوع :



خطبه حضرت سجاد

به روایت صاحب احتجاج در این وقت حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود ای عمه خاموشی اختیار فرما و باقی را از ماضی اعتبار گیر و حمد خدای را كه تو عالمی می‌باشی كه معلم ندیدی، و دانائی باشی كه رنج دبستان نكشیدی، و می‌دانی كه بعد از مصیبت جزع كردن سودی نمی‌كند، و به گریه و ناله آنكه از دنیا رفته باز نخواهد گشت. و از برای فاطمه دختر امام حسین علیه السلام و ام كلثوم نیز دو خطبه نقل شده لكن مقام را گنجایش نقل نیست.


سید بن طاوس بعد از نقل آن خطبه فرموده كه مردم صداها به صیحه و نوحه بلند كردند و زنان گیسوها پریشان نمودند و خاك بر سر ریختند و چهره‌‌ها بخراشیدند و طپانچه‌ها بر صورت زدند و ندبه بویل و ثبور آغاز كردند و مردان ریشهای خود را همی كندند و چندان بگریستند كه هیچگاه دیده نشد كه زنان و مردان چنین گریه كرده باشند.

پس حضرت سید سجاد علیه السلام اشارت فرمود مردم را كه خاموش شوید و شروع فرمود به خطبه خواندن پس ستایش كرد خداوند یكتا را و درود فرستاد محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را پس از آن فرمود كه:

ایهاالناس هر كه مرا شناسد شناسد و هركس نشناسد بداند كه منم علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب (علیه السلام)، منم پسر آنكس كه او را در كنار فرات ذبح كردند بی ‌آنكه از او خونی طلب داشته باشند، منم پسر آنكه هتك حرمت او نمودند و مالش را به غارت بردند و عیالش را اسیر كردند، منم فرزند آنكه او را به قتل صبر كشتند و همین فخر مرا كافی است.

ای مردم سوگند می‌دهم شما را به خدا آیا فراموش كردید شما كه نامه‌ها به پدر من نوشتید چون مسئلت شما را اجابت كرد از در خدیعت بیرون شدید، آیا یاد نمی‌آورید كه با پدرم عهد و پیمان بستید و دست بیعت فرا دادید آنگاه او را كشتید و مخذول داشتید پس هلاكت باد شما را برای آنچه برای خود به آخرت فرستادید.

چه زشت است رأیی كه برای خود پسندیدید، با كدام چشم به سوی رسول خدا (ص) نظر خواهید كرد گاهی كه بفرماید شماها را كه كشتید عترت مرا و هتك كردید حرمت مرا و نیستید شما از امت من.





چون سید سجاد علیه السلام سخن بدینجا آورد صدای گریه از هر ناحیه و جانبی بلند شد، بعضی را می‌گفتند هلاك شدید و ندانستید، دیگر باره حضرت آغاز سخن كرد و فرمود:
خدا رحمت كند مردی را كه قبول كند نصیحت مرا و حفظ كند وصیت مرا در راه خدا و رسول خدا و اهلبیت او چه ما را با رسول خدا (ص) متابعتی شایسته و اقتدائی نیكو است.
مردمان همگی عرض كردند كه یابن رسول الله ما همگی پذیرای فرمان توئیم و نگاهبان عهد و پیمان و مطیع امر توئیم و هرگز از تو روی نتابیم و بهرچه امر فرمائی تقدیم خدمت نمائیم و حرب كنیم با هر كه ساخته حرب تست و از در صلح بیرون شویم با هر كه با تو در طریق صلح و سازش است تا گاهی كه یزید را مأخوذ داریم و خونخواهی كنیم از آنانكه با تو ظلم كردند و بر ما ستم نمودند.

حضرت فرمود: هیهات هیهات ای غداران حیلت اندوز كه جز خدعه و مكر خصلتی بدست نكردید دیگر من فریب شماها را نمی‌خورم مگر باز اراده كرده‌اید كه با من روا دارید آنچه با پدران من بجا آورید، حاشا و كلا بخدا قسم هنوز جراحاتی كه از شهادت پدرم در جگر و دل ما ظاهر گشته بهبودی پیدا نكرده چه آنكه دیروز بود كه پدرم با اهلبیت شهید گشت، و هنوز مصائب رسول خدا (ص) و پدرم و برادرانم مرا فراموش نگشته و حزن و اندوه بر ایشان در حلق من كاوش می‌كند و تلخی آن در دهانم و سینه‌ام فرسایش می‌نماید، و غصه آن در راه سینه من جریان می‌كند،‌ من از شما همی خواهم كه نه با ما باشید و نه بر ما، و فرمود:

قَدْ كانَ خَیْراً مِنْ حُسَیْنِ وَ اَكْرَما
اَصیبَ حُسَیْنٌ كانَ ذلشكَ
اَعْظَما جَزاءُ الَّذی اَرْادهُ نارُجَهَنَّما
لا غَرْر اَنْ قُتِلَ الحُسَیْنُ فَشَیْخُهُ
فَلا تَفْرحُوا یا اَهْلَ كُوفان
بالّذی قَتیلٌ بِشَط النَّهْرِ رُوحی فَداؤهُ
ثُمَّ قالَ رَضینا مِنْكُمْ رَأساً
بِرَأسٍ فَلایّوْمٌ لَنا وَلایَوْمٌ عَلَیْا





ارسال به:
صفحات :

DESIGN BY NOOR