تبلیغات
سالار زینب حسین جان

موضوع :



شهادت حضرت عباس بن علی علیه السلام

پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد، دیگر باره نوفل (لعین) و به روایتی حكیم بن طفیل لعین از كمین نخله بیرون تاخت و دست چپش را از بند بینداخت، جناب عباس علیه السلام این رجز خواند:


یا نَفْسُ لاتَخْشی منَ الْكُفّارِوَ‌ اَبْشِری بِرحْمَهِ الْجَبّارِ
مَعَ النَّبِیّ السَّیّدِ الْمُختارِقَدْ قَطَعُوا بِبَغْیِهِمْ یَساری
فَاَصْلِهِمْ یا رَبّ حّر َّ النّار

و مشگ را به دندان گرفتو همت گماشت تا شاید آب را به آن لبان تشنگان برساند وناگاه تیری بر مشگ آب آمد و آب آن بریخت و تیر دیگر بر سینه‌اش رسید و از اسب در افتاد.

عَمُّوهُ بِالنَّبْلِ وَالسَّمْرِ الْعَواسِلفَخَرّض لِلاَرْضِ مَقْطُوعَ الْیَدیْنِ لَهُ
وَالْبَیْضِ الْفَواصِلِ مِنْ فَرْق اِلی قَدَممِنْ كُلّ مَجْدٍ یمینٌ غَیْرَ مُنْجَذِمٍ

پس فریاد برداشت كه ای برادر مرا دریاب، به روایت مناقب ملعونی عمودی از آهن بر فرق مباركش زد كه به بال سعادت به ریاض جنت پرواز كرد. چون جناب امام حسین علیه السلام صدای برادر شنید، خود را به او رسانید دید برادر خود را در كنار فرات با تن پاره پاره و مجروح با دستهای مقطوع بگریست و فرمود:

اَلانَ اِنْكَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّتْ حیلَت
اكنون پشت من شكست و تدبیر و چاره من گسسته و به روایتی این اشعار انشاء فرمود:

تَعَدَّیْتُمُ یاشَرَّ قَوْمٍ بِبَغْیكُمْوَ خالَفْقُمُوا دینَ النًّبِیّ مُحَمدٍ
اَما كانِ خَیْرُ الرُّسْلِ وَصّاكُمُ بنااَما نَحْنُ مِنْ نَسْلِ النَّبِیّ الْمُسَدَّدِ
اَما كانَتِ الزَّهْرآءُ اُمّیَ دُونَكُمْاَما كانِ مِنْ خَیْرِ الْبَریَّهِ اَحْمَدِ
لَعِنْتُم وَ‌اُخْزیتُمْ بِماقَدْ جَنَیْتُمُفَسَوْفَ تُلاقُوا حرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

در حدیثی از حضرت سید سجاد علیه السلام مرویست كه فرمودند خدا رحمت كند عمویم عباس را كه برادر را بر خود ایثار كرد و جان شریفش را فدای او نمود تا آنكه در یاری او دو دستش را قطع كردند و حق تعالی در عوض دو دست او دو با ل به او عنایت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت پرواز می‌كند و از برای عباس علیه السلام در نزد خدا منزلتی است در روز قیامت كه مغبوظ جمیع شهداء است و جمیع شهداء را آرزوی مقام اوست.




ارسال به:
صفحات :

DESIGN BY NOOR