تبلیغات
سالار زینب حسین جان

موضوع :


ششمین پیشوا در یك نگاه

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)

كنیه: ابو عبداللّه

لقب: صادق

نام پدر: حضرت محمد بن على (ع )

نام مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدینه

مدت عمر : 65 سال

علت شهادت: مسمومیت

قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى )

زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر: قبرستان بقیع ( مدینه )



دوران زندگی
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود.

اما بنا به گفته شیخ مفید و كلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لكن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید:

چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است.

با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است .

كه همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار مى‏آید و نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك و یزید بن ولید عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضائل امام صادق علیه السلام :

ایمان امام

ما چند خبر از اخبار غیبی امام صادق (ع) را نقل می كنیم كه خود دلالت بر ایمان شهودی امام صادق دارد.

1 ـ محمد بن عبدالله می گوید: «عبدالحمید كه یكی از راویان فقه شیعه است در زندان بود. روز عرفه در مكه خدمت امام صادق رسیدم و از زندان و مضیقه عبدالحمید با ایشان صحبت كردم.

امام صادق دعا كردند و بعد فرمودند: رفیقت از زندان آزاد شد.

موقعی كه از مكه برگشتم و با عبدالحمید تماسم گرفتم، معلوم شد همان ساعت كه امام صادق دعا كرد و بعد خبر آزادی عبدالحمید را داد، او از زندان آزاد شد.»

2 ـ مهزم می گوید: «برای دیدن امام صادق (ع) به مدینه رفتم و منزلی اجاره كردم. پس از مدتی تمایلی به كنیز صاحب خانه پیدا كردم و روزی دست او را با شهوت فشار دادم.

همان روز به خدمت امام رسیدم و حضرت فرمودند: امروز كجا بودی؟ من به دروغ گفتم كه صبح را در مسجد به سر آوردم.

حضرت فرمودند:

اما تعلم ان هذا لاینال الا بالورع

یعنی: آیا نمی دانی به مقام وایت، جز با ورع و پرهیزگاری نمی توان رسید؟»

3 ـ ابی بصیر می گوید: «روزی من جنب بودم و چون دیدم كه عده ای به خدمت امام صادق می روند، من هم با حالت جنابت رفتم. حضرت فرمودند: آیا نمی دانی به خانه های ما جنب نباید وارد شود؟»

4 ـ شقرانی می گوید: «روزی منصور دوانیقی به افرادی جایزه و عطا می داد. من هم بر در خانة او ایستاده بودم كه امام صادق آمد. جلو رفتم و از ایشان خواستم كه از منصور برای من هم عطایی بگیرد. حضرت در مراجعت چیزی را كه برایم گرفته بود به من داد و فرمود:

الحسن لكل احد حسن ومنك احسن لمكانك منّا، القبیح لكل احد قبیحٌ ومنك اقبح لمكانك منا.

كار نیكو از هر كه سر زند خوب است و از تو بهتر چون منسوب به مایی، و كار زشت از هر كه سر زند بد است و از تو بدتر چون منسوب به مایی.»

شقرانی می گوید: «این كلام اشاره ای بود به كار زشت من، زیرا گاهی در خفا شراب می خوردم.»



علم حضرت صادق (ع)

راجع به علم امام صادق از زبان ایشان چند جمله نقل می كنیم.
1 ـ علاء بن سبابه می گوید، امام صادق فرمودند:

«من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمین است و آنچه در بهشت و جهنم است. و من آگاهم به گذشته و به آینده تا روز قیامت.

سپس فرمودند: این علم را از قرآن می دانم، به قرآن تسلط دارم چون تسلّط بر كف دستم. و خداوند متعال در قرآن فرموده است كه قرآن بیان كنندة همه چیز است.»

2 ـ بكیر بن اعین می گوید: «امام صادق فرمودند، من آگاهم به آنچه در آسمانها و زمین است، و آنچه در دنیا و آخرت است.

چون دیدند كه این كلام پیش بعضی سنگین آمد فرمودند: ای بكیر من این علم را از قرآن می دانم، زیرا در قرآن است:

ونزلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شیئ[4].»

3 ـ صفوان بن عیسی می گوید: «امام صادق فرمود: من علم اولین و آخرین را می دانم، می دانم آنچه در صلب پدرها و رحم مادرها است.»

شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت.

دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت كرده ‏اند. هیچ یك از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: “شیعه جعفری”. كمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:


یكی اینكه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری) ، و دیگری كه به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است.

دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است.


امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت.

از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود.

عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است كه ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالك خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند.

مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است.

اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) كمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.



عبادت و خشیت امام صادق (ع)

ابان بن تغلب می گوید :

امام صادق را دیدم در ركوع و سجده هستند
و هفتاد تسبیح از ایشان در ركوع و سجود شنیدم.

در خرائج راوندی است كه راوی می گوید:
«امام صادق را در مسجد رسول الله دیدم به نماز است
و سیصد مرتبه سبحان ربی العظیم و بحمده از ایشان شنیدم.»

مالك بن انس می گوید:
«بهتر از جعفر بن محمد، در علم و تقوا ندیدم
و هر وقت كه او را می دیدم، یا در ذكر بود و یا روزه بود
و یا مشغول نماز بود.
او از اكابر زهاد و از بندگان شایسته ای بود كه از خدا
می ترسید و در خانة خدا خاشع و گریان بود.


سالی در مكه با او بودم، چون موقع تلبیه شد
نمی توانست تلبیه بگوید و می گفت و می گریید كه:
اگر بگویم لبیك و او بگوید لالبیك چه كنم؟


سخاوت امام صادق (ع)

هشام بن سالم می گوید:
«رویة امام صادق این بود كه چون پاسی از شب می گذشت، كیسه ای را به دوش می گرفت و محتویات آن را میان فقرای مدینه تقسیم می كرد.

آنان از حضرت خبری نداشتند تا اینكه پس از مرگ امام صادق روشن شد كه چه كسی به آنان توجّه داشته است.»

خثعمی می گوید:
«امام صادق كیسه ای دینار به من دادند كه به شخصی بدهم و تاكید نمودند كه اسم
ایشان را نبرم.

چون كیسه را به آن شخص دادم تشكر كرد، ولی از امام صادق گله كرد كه با وصفی كه قدرت دارد به ما رسیدگی نمی كند.»



عفو امام صادق (ع)

به امام صادق خبر رسید كه پسر عموی شما
در میان مردم به شما ناسزای بسیار گفت.

حضرت بلند شد دو ركعت نماز خواند
و بعد از نماز با رقّت شدید گفت:

«خدایا من از حق خودم گذشتم،
تو اكرم الاكرمینی از او در گذر
و به كردارش گرفتار نكن.»

گویا حضرت به این مطلب توجه داشتند

كه قطع رحم مؤاخذه شدید و با سرعت دارد،

از این جهت در نماز و دعا برای او سرعت نمودند.



سعة صدر امام صادق (ع)

مفضل یكی از بزرگان شیعه است و كتاب او موسوم به توحید مفضل، كتابی است در اثبات صانع وصفات او. درباره امام می گوید:

«در مسجد نشسته بودم و ابن ابی العوجا با اطرافیانش كلمات كفر آمیز می گفتند. نتوانستم صبر كنم و به آنها پرخاش كردم.

ابن ابی العوجا گفت: ای مرد، اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد هستی، روش او چنین نیست.

ما با او مذاكره می كنیم و او با كمال صبر و بردباری، با كمال عقل و فطانت به حرفها گوش می كند كه گویا مجاب شده است، و بعداً حرفها را یكی پس از دیگری رد و باطل می كند.»

در خاتمه قضیه ای از ابی بصیر كه خود معجزه است نقل می كنیم. ابی بصیر می گوید یك نفر گناهكار كه ما از گناه او به تنگ آمده بودیم همسایة ما بود و هرچه به او نصیحت می كردیم اثر نمی كرد.

در سفری كه می خواستم به مدینه بروم پیش من آمد و گفت:

«ابا بصیر انا رجل مبتلی وانت المعافی.»

یعنی: من مردمی مبتلا به گناهم و ترك آن برایم مشكل است. تو به خودت نگاه نكن كه از شیطان رهانیده شده ای، حال مرا به امام صادق بگو شاید آن حضرت برایم فكری كند.

من قضیه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترك كنی من بهشت را برایت ضامن می شوم. ابی بصیر می گوید: چون برگشتم آن مرد به دیدنم آمد.

من سلام امام صادق و پیغام او را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزی نگذشته بود كه به دیدنش رفتم و او را در حال مرگ دیدم. چشم باز كرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا كرد.

سال بعد در مدینه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم كه فرمود: ابا بصیر، ما به ضمانت خود عمل كردیم.»

ـ نظیر این قضیه را باز ابی بصیر نقل می كند و آن چنین است: «یكی از عمّال بنی امیه را خدمت امام صادق بردم كه توبه كند.

حضرت گله كرد و فرمود: «اگر مردم در اطراف بنی امیه گرد نیامده بودند، آنان نمی توانستند حق ما را غصب كنند.» سپس فرمودند:

«هرچه بگویم انجام می دهی؟ آن مرد لحظه ای صبر كرد و قبول كرد كه آنچه امام صادق می گوید انجام دهد.

حضرت فرمودند: همة اموالت را صدقه بده، من هم ضامن بهشت می شوم.»

ابی بصیر می گوید: چند روزی نگذشته بود كه دخترش را دنبال من فرستاد. چون رفتم، دیدم آنچه داشته صدقه داده است بطوری كه پیراهنی هم به تن ندارد.

پیراهنی برای او تهیه كردم و چند روزی نگذشت كه وقتی در حال مرگ بود به بالین او رفتم، به من گفت: امام صادق به وعدة خود عمل كرد. دوباره خدمت امام صادق (ع) رسیدم و هنوز وارد اتاق نشده بودم كه فرمود: ابا بصیر ما به وعدة خود وفا كردیم.»

این قطره ای از دریای فضایل امام صادق است، و ما اگر بطور اجمال دربارة امام صادق چیزی بگوییم، آنرا می گوییم كه خود امام صادق (ع) فرموده است. جهنی می گوید:

«ما در مدینه دربارة فضایل اهل بیت صحبت می كردیم و شبهة ربوبیت برای ما جلو آمد. امام صادق (ع) را ملاقات نمودیم. حضرت فرمودند این فكر خرافی چه وقت به نظر شما رسید؟ همانا برای ما پروردگاری است كه همیشه حافظ ما است و ما او را عبادت می كنیم. شما می توانید هرچه می خواهید دربارة ما بگویید مشروط بر اینكه ما را مخلوق خداوند متعال بدانید.»

این جمله از بسیاری از ائمة طاهرین علیهم السلام نقل شده است. باید بدانیم كه ائمة طاهرین ممكن الوجود، بندة مخلوق، و فقر صرف هستند و استقلالی از خود ندارند. استقلال، وجوب، وجود، ربوبیت، خلق، و غنا مختص ذات ربوبی است. ولی آنان واسطة فیض این عالم، مظهر صفات خداوند، عالم بما سوی الله و دارای همة صفات كمال می باشند.

و به گفتة امیرالمؤمنین (ع):

نزلونا عن الربوبیة وقولوا فینا ماشئتم.

ما را خدا نگویید و هرچه می خواهید دربارة ما بگویید.



عصر امام صادق علیه السلام

عصر امام صادق( علیه السلام ) یكی از طوفانیترین ادوارتاریخ اسلام است كه ازیك سواغتشاشها و انقلابهای پیاپی گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین (علیه السلام ) رخ میداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است .

و از دیگر سو عصر برخورد مكتبها و ایدهئولوژیها و عصر تضاد افكار فلسفی و كلامی مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهای فتح شده و نیز روابط مراكز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در
مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود .
عصری كه كوچكترین كم كاری یا عدم بیداری و تحرك پاسدار راستین اسلام یعنی امام ( علیه السلام ) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون میشد .
زمان امام صادق(علیه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال كشمكش و مبارزه با یكدیگر بودند .

از زمان هشام بن عبدالملی ، تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید . بنی امیه در این مدت ، گرفتار مشكلات سیاسی فراوانی بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند .

عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می كردند ، فشاری از طرف آنان مطرح نبود . از اینرو این دوران ، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق ( علیه السلام ) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز كرد .

پیشوای ششم در چنین دورانی به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وكفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین كه به وسیله خلفای وقت صورت می گرفت جلوگیری می كرد .

اینجا بود كه امام( علیه السلام ) دشواری فراوان در پیش ومسئولیت عظیم بر دوش داشت . امام صادق ( علیه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنیای شیعه را به فروغ تعاعلیم خویش روشنی بخشید و حقیقت اسلام را از آلایش انحرافات وگزند فریبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احكام و بسط كلام شیعی را فراهم ساختكه مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت . آن اندازه كه دانشمندان و راویان از دانش امام بهره مند برده واز ایشان حرف و حدیث نقل كرده اند از هیچ یك از دیگرائمه نقل نكرده اند .

لیكن طولی نكشید كه بنی عباس پس از تحكیم پاییهای حكومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند .

وضع به حدی ناگوار وشد كه همگی یاران امام ( علیه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانچه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند .
امام صادق ( علیه السلام ) كه همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر وانقلابی بنیادی درمیدان فكر و عمل بوده ، كاری كه امام حسین (علیه السلام ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را درلباس تدریس وتأسیس مكتب وانسان سازی انجام داد و جهادی راستین كرد .
رحلت امام را به سبب مسمومیت دانسته اند . از ارتكاب این جنایت را كه منصور درتوان خود نمی دید به جعفر بن سلیمان پسر عموی خویش و والی وقت مدینه محول كرد .

فرزند برومندش امام موسی بن جعفر( علیه السلام ) او را دو جامه سفید مصری كه درآن احرام می بست ودر پیراهنی مه می پوشید ودرعمامه ای كه ازامام زین العابدین(علیه السلام ) به او رسیده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقیع در كنار قبر پدربزرگوارش سید الساجدین( علیه السلام ) به خاك سپرد .

سلام بر او از میلاد تا میعاد




ارسال به:
صفحات :

DESIGN BY NOOR