تبلیغات
سالار زینب حسین جان

موضوع :


یا امام رضا!

حنجره نورانى ات، جرعه نوش سم ستم سیه دلان مى شود

و طنین هق هق زائرانت تا قیامت، گلوى سوخته ات را یاد مى کند.

یا امام رضا!

امروز، تنها نه خیابان هاى خراسان

که تمام رگ هاى عاشقانت،

به گلدسته و رواقت ختم مى شود.

یا امام رضا!

همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان

دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم

تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

اى غریب ترین غریب ها؛

قلب تو رأفتى به توان بى نهایت است؛

پس طفل هاى بى پناه حاجت ما را دریاب و شفاعتمان را بپذیر.

کعبه ‎ی اهل ولاست صحن و سرای رضا

شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست

هر که در اینجا کند گریه برای رضا

از در باب الجواد می شنوم

دم به دم یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

بانام رضا به سینه ها گل بزنید

با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید

بر دامن ما دست توسل بزنید

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎ گشت قلبش پاره پاره

پسر می‎ کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد

پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پسر از پرده ‎ی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

اى ضامن هر چه نیاز و اى امام رئوف!

ما خود را به پنجره نگاه تو آویخته ایم

و چشم هاى آغشته به رازمان را به ضریح تو دوخته ایم.

ما را از سقاخانه لطفت سیراب کن.

امروز، عمارت بلند آوازه توس،

غربت است و بر بالاى این بناى شهیر،

کبوترى نیست که نالان نباشد.

بر بالاى این بناى غریب،

آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است




ارسال به:
صفحات :

DESIGN BY NOOR